ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
52
معجم البلدان ( فارسى )
پيچيده به « دهلك » مىرسد و از آنجا به تهامهء يمن و سرزمين « فرسان » و « حكم » و « اشعريان » و « عك » مىگذرد و به جده كه كرانهء مكه است و « جار » كه كرانهء مدينه است سپس كرانهء « طور » و خليج ايله و كرانهء « رايه » در قلزم مصر مىرسد و به سرزمين آن مىپيوندد . رود نيل در باختر اين دماغه از بلنديهاى سودان پائين مىآيد تا به درياى مصر و شام مىپيوندد و از آنجا به سوى فلسطين مىرود و از كرانههاى عسقلان گذشته به صور و كرانهء اردن و بيروت و كرانههاى دمشق مىگذرد تا به كرانهء حمص و كرانهء قنسرين و جزيره و سواد عراق مىرسد . او مىگويد : پس سرزمين عربستان از اين جزيره « 1 » كه در آنجا عرب زاده شده و در آنجا پخش شدهاند نام گرفته است . عربان در اخبار خود آن را پنج بخش دانند : تهامه ، حجاز ، نجد ، عروض ، يمن . زيرا كه كوه « سراة » كه بزرگترين كوه عربستان است و ياد خواهد شد ، از ته يمن كشيده مىشود تا به درههاى شام مىرسد ، آنگاه عرب آن را « حجاز » نامد زيرا كه ميان غور كه همان تهامه و بخش پست آنجا است و نجد كه در بلندى قرار دارد « حجز » و جدائى مىاندازد . پس هر چه در باختر اين كوه در كرانههاى دريا از سرزمينهاى اشعريان و عك و كنانه و جز ايشان به طرف پائين تا « ذات عرق » و « جحفه » و همسايگانش قرار دارد و آنچه پائينتر از آن است « غور تهامه » ناميده مىشود و تهامه به همهء اين بخش پست اطلاق مىگردد . و آنچه در خاور اين كوه از بيابانها تا پيرامن سرزمين عراق و سماوه هست نجد ناميده مىشود . نجد نام همگانى آنجا است . كوهى كه بلندترين نقاط آنجا است حجاز است و آنچه از كوهستان در خاور اين كوه ، « حجز » و جدا شده تا بخشهاى « فيد » و « جبلين » تا مدينه و از سرزمين « مذحج تثليث » تا پائينتر از آن در بخش « فيد » ، حجاز است و عرب ، آن را « جلس » و « نجد » نامد . جلس زمين بلند را گويند مانند نجد و حجاز همهء آنها را در خود جاى مىدهد . سرزمين يمامه و بحرين و پيرامون آنها « عروض » نام دارد ، كه در آنجا نيز نجد ( بلندى ) و غور ( پستى ) كه نزديك [ 78 ] دريا است ، ديده مىشود . سيلگيرها و درهها در اينجا هست و « عروض » نام همگانى آن است كه همه را در بر مىگيرد . از پشت « تثليث » و پيرامن آن تا صنعاء و پيرامن آن از سرزمين حضر موت و شحر و عمان و پيرامون آن ، يمن است كه در پشت آن باشد . و در اين بخش تهامهها ( پستيها ) و نجدها ديده مىشود . و يمن شامل همهء اين بخش است . پس مكه از تهامه به شمار است و مدينه و طائف از نجد ( بلنديهاى ) آن مىباشد . ابن اعرابى گويد : جزيره بالاتر از منطقهء « تيه » را گويند از آنش جزيره نامند كه از فرات و دجله جدا مىشود و از بيابان مىگذرد . در « نوادر » ابن اعرابى خواندم كه هيثم بن عدى مىگفت : جزيرة العرب از « عذيب » تا حضر موت است ، سپس او را تأييد مىكند . اصمعى مىگويد : درازاى جزيرة العرب تا « عدن ابين » كشيده شده و پهناى آن از ابلّه تا جده است . اسود پسر يعفر به هنگامى كه كور شده بود چنين سرود : و من البليّة لا ابالك انّنى * ضربت علىّ الارض بالاسداد لا اهتدى فيها لموضع تلعة * بين العذيب الى جبال مراد « 2 » او مىگفت : اين درازاى جزيرة العرب است و از برخى پيران شنيدم كه مىگفت : لم يبق يا حدله من لذّاتى * ابو بنين لا و لا بنات من مسقط الشحر الى الفرات * الّا يعدّ اليوم فى الاموات هل مشتر ابيعه حياتى ؟ « 3 » شحر ميان عمان و عدن است . اصمعى گويد : جزيرة العرب چهار بخش است : يمن ، نجد : حجاز : غور ( و اين غور همان تهامه است ) . پس حجاز و پيرامن آن از
--> ( 1 ) . ياقوت ، مرزبندى جزيرة العرب را در چ ع 2 : 6 و 2 : 1 نيز مىآورد . ( 2 ) . اى بىپدر ! از بيچارگى من است كه زمين از ديدهء من پنهان شده است . هيچ جاى آن را در ميان « عذيب » تا كوهستان « مراد » نمىشناسم . اين دو بيت در چ ع ، ج 3 ، ص 165 ، س 2 و 3 با افزايش 4 بيت ديگر نيز ديده مىشود . ( 3 ) . اى حدثة ! از خوشيها براى من كه پدر پسران و پدر دخترانم در ميان « مسقط » و « شحر » تا فرات چيزى نمانده است جز اين كه در شمار مردگان آيم . آيا كسى هست اين زندگى را از من بخرد ؟